آیا تست های شخصیت شناسی، کاملا صحیح هستند و همه واقعیت درونی هستند؟

به گزارش مجله کامسا، انسان از نخستین روزهایی که به خودآگاهی رسید، همیشه با این پرسش بنیادین دست به گریبان بود که من کیستم؟. این جست وجوی هویت، از طالع بینی های باستانی و آنالیز مزاج های چهارگانه گرفته تا تست های شخصیت اینترنتی امروزی، همیشه بخشی از کوشش ما برای درک پیچیدگی های روان بوده است. تست های شخصیت شناسی امروزه به ابزاری قدرتمند در دستان واحد های منابع انسانی، مشاوران ازدواج و حتی اپلیکیشن های تفریح تبدیل شده اند.

آیا تست های شخصیت شناسی، کاملا صحیح هستند و همه واقعیت درونی هستند؟

اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این تست های شخصیت شناسی واقعاً حقیقت را به ما می گویند یا صرفاً آینه هایی هستند که آنچه را دوست داریم ببینیم، به ما بازمی تابانند؟ اعتبار تست های شخصیت شناسی در دنیای علم با چالش های جدی روبرو است و درک تفاوت میان یک تفریح روان شناختی با یک ابزار سنجش علمی، مرزی است که در این مقاله به آنالیز دقیق آن خواهیم پرداخت.

01

ریشه های تاریخی؛ از شلاق اسپارتی تا پرسش نامه های کاغذی

کوشش برای دسته بندی انسان ها قدمتی به مقدار تمدن دارد. در یونان باستان، بقراط معتقد بود که توازن چهار خلط در بدن (خون، صفرا، سودا و بلغم) معین نماینده رفتار و خلق وخوی فرد است. این ایده که شخصیت ما ریشه در بیولوژی دارد، جرقه ای بود که قرن ها بعد به علوم اعصاب مدرن ختم شد. در سوی دیگر، در جوامع جنگجویی مانند اسپارت، سنجش شخصیت نه به وسیله پرسش نامه، بلکه با آزمون های طاقت فرسای فیزیکی انجام می شد تا شجاعت و پایداری (Resilience) افراد در بوته آزمایش قرار گیرد.

با آغاز قرن بیستم و ظهور روان کاوی، این نگاه تغییر کرد. ابزارهای سنجش شخصیت از میدان های نبرد به اتاق های درمان منتقل شدند. اولین تست های شخصیت شناسی مدرن در خلال جنگ دنیای اول برای شناسایی سربازانی که مستعد فروپاشی عصبی بودند طراحی شد. این مسیر با کارهای کارل یونگ و سپس ایزابل مایرز و کاترین بریگز ادامه یافت تا به پدیده ای تبدیل گردد که امروزه به عنوان تجارت چند میلیارد دلاری تست های شخصیت شناسی می شناسیم.

02

افسانه MBTI؛ چرا محبوب ترین تست دنیا علمی نیست؟

شاخص تیپ شخصیتی مایرز-بریگز (MBTI) بدون شک مشهورترین ابزار در این حوزه است. این تست با تقسیم بندی افراد به 16 تیپ مختلف با کدهای چهارحرفی مانند INTJ یا ENFP، احساسی از تعلق و خودشناسی به کاربر می دهد. با این حال، جامعه علمی روان شناسی به شدت نسبت به آن منتقد است. یکی از بزرگ ترین ایرادات علمی به این تست، مسئله بازآزمایی (Reliability) است؛ تحقیقات نشان داده است که اگر یک فرد با فاصله چند هفته دو بار در این تست شرکت کند، به احتمال 50 درصد با تیپ شخصیتی متفاوتی روبرو خواهد شد.

مشکل دیگر در ساختار دوتایی این تست نهفته است. MBTI شما را یا درون گرا می داند یا برون گرا؛ در حالی که شخصیت انسان در یک طیف (Continuum) قرار گرفته است. بیشتر انسان ها در میانه این طیف هستند و نسبت دادن یک برچسب قطعی به آن ها، مانند این است که بگوییم تمام مردم دنیا یا بسیار قدبلند هستند یا بسیار کوتاه قد، و هیچ حد وسطی وجود ندارد. این ساده سازی بیش از حد، اگرچه برای بازاریابی و سمینارهای سازمانی مجذوب نماینده است، اما از دیدگاه روان شناسی آماری، فاقد دقت لازم برای پیش بینی رفتار است.

03

اثر بارنوم؛ چرا حس می کنیم تست ها دقیق هستند؟

بسیاری از مردم می گویند: اما نتایج تست من کاملاً درست بود!. روان شناسان این پدیده را اثر بارنوم یا اثر فورر (Forer Effect) می نامند. این یک خطای شناختی است که در آن افراد تصور می نمایند توصیف های کلی و مبهم از شخصیت که می تواند در خصوص هر کسی صدق کند، منحصراً برای آن ها نوشته شده است. جملاتی مثل شما احتیاج شدیدی دارید که دیگران دوستتان داشته باشند یا گاهی درونی آرام و گاهی بیرونی مضطرب دارید، چنان عمومی هستند که تقریباً هر انسانی با آن ها هم ذات پنداری می نماید.

تست های شخصیت شناسی غیرعلمی اغلب از این تکنیک استفاده می نمایند. آن ها با ارائه ترکیبی از صفات مثبت و چالش های کوچک که به شکلی ستایش آمیز بیان شده اند، تائید کاربر را می گیرند. این موضوع باعث می گردد فرد احساس کند که تست به اعماق روح او نفوذ نموده است، در حالی که در حقیقت، تست تنها در حال بازتاب دادن ویژگی های عمومی انسانی است که در قالب کلماتی شیک بسته بندی شده اند.

04

مدل پنج عاملی (Big Five)؛ استاندارد طلایی علم مدرن

در حالی که MBTI در دنیای تجارت پادشاهی می نماید، در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی، مدل پنج عاملی شخصیت یا (Big Five) حرف اول را می زند. این مدل بر خلاف تست های تیپ شناسی، بر اساس تحلیل های آماری پیشرفته روی هزاران واژه ای که انسان ها برای توصیف یکدیگر به کار می برند، استخراج شده است. روان شناسان دریافتند که تفاوت های شخصیتی را می توان در پنج بعد اصلی خلاصه کرد که با نام اختصاری OCEAN شناخته می شوند.

این پنج بعد شامل گگرددگی به تجربه، وظیفه شناسی (Conscientiousness)، برون گرایی، موافق بودن و روان رنجوری (Neuroticism) هستند. نکته کلیدی در این مدل، سنجش بر اساس درصد و طیف است. شما در این تست در یک قفس زندانی نمی شوید، بلکه متوجه می شوید که مثلاً از نظر وظیفه شناسی در صدک 80 قرار دارید؛ به این معنا که از 80 درصد افراد جامعه منظم تر و مسئولیت پذیرتر هستید. این رویکرد آماری، امکان پیش بینی دقیق تر عملکرد شغلی، سلامت روان و حتی طول عمر را فراهم می نماید.

05

چالش ترجمه و بافت فرهنگی در تست های وارداتی

یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که در استفاده از تست های شخصیت شناسی در ایران با آن روبرو هستیم، مسئله ترجمه و بومی سازی (Localization) است. بسیاری از این تست ها حاوی مفاهیم و سناریوهایی هستند که در فرهنگ غربی ریشه دارند. وقتی یک پرسش نامه به صورت تحت اللفظی ترجمه می گردد، ممکن است بار معنایی کلمات تغییر کند. برای مثال، مفهومی مانند قاطعیت در یک فرهنگ ممکن است نشانه اعتمادبه نفس باشد و در فرهنگ دیگر، حمل بر بی ادبی گردد.

علاوه بر این، پاسخ دهندگان اغلب ناخودآگاه سعی می نمایند به گونه ای پاسخ دهند که مطلوبیت اجتماعی داشته باشد. در محیط های استخدامی ایران، افراد ممکن است بر اساس آنچه تصور می نمایند کارفرما در پی آن است، به سوالات پاسخ دهند و نه بر اساس واقعیت درونی خود. این موضوع باعث می گردد نتایج تست، به جای نمایش شخصیت واقعی، نمایشی از خودِ آرمانی فرد در یک بافت فرهنگی خاص باشد.

06

آیا شخصیت ما ثابت است؟ نگاهی به پلاستیسیته روان

یکی از بزرگ ترین سوءبرداشت ها درباره تست های شخصیت شناسی این است که نتایج آن ها را مانند اثر انگشت، تغییرناپذیر می دانیم. اما تحقیقات نوین در روان شناسی شخصیت نشان می دهد که شخصیت انسان دارای انعطاف پذیری یا (Plasticity) است. اگرچه هسته اصلی صفات ما تا حد زیادی تحت تاثیر ژنتیک است، اما تجربیات زیسته، تروماها، آموزش و حتی تغییرات ارادی در سبک زندگی می توانند جایگاه ما را در طیف های شخصیتی تغییر دهند.

مطالعات بلندمدت نشان داده اند که با افزایش سن، بیشتر افراد به سمت پختگی شخصیتی حرکت می نمایند؛ یعنی معمولاً وظیفه شناس تر و باثبات تر (از نظر عاطفی) می شوند و روان رنجوری آن ها کاهش می یابد. بنابراین، برچسب زدن به یک جوان 20 ساله بر اساس یک تست و تصور اینکه او تا خاتمه عمر به همان شکل باقی خواهد ماند، نه تنها غیرعلمی بلکه ناعادلانه است. شخصیت، فرآیندی در حال شدن است، نه شرایطی ایستا.

07

تست های تصویری و فرافکن؛ نفوذ به ناخودآگاه یا فالگیری مدرن؟

علاوه بر پرسش نامه ها، دسته ای از آزمون ها به نام تست های فرافکن (Projective Tests) مانند تست رورشاخ (لکه جوهر) وجود دارند. ایده پشت این تست ها این است که فرد با تفسیر یک محرک مبهم، تمایلات ناخودآگاه خود را آشکار می نماید. اگرچه این تست ها در کلینیک های روان شناسی کلاسیک محبوبیت داشتند، اما در روان شناسی تجربی امروز با شک و تردید زیادی به آن ها نگریسته می گردد.

مشکل اساسی اینجاست که تفسیر این تست ها بیش از حد به شخص آزمون گیرنده بستگی دارد. دو روان شناس مختلف ممکن است از یک پاسخ واحد، دو نتیجه کاملاً فرق داردخراج نمایند. این فقدان عینیت (Objectivity)، باعث شده است که این تست ها در محیط های حقوقی یا استخدامی جایگاه خود را از دست بدهند و بیشتر به عنوان ابزاری کمکی برای باز کردن یخ رابطه میان درمانگر و مراجع در جلسات مشاوره مورد استفاده قرار گیرند.

08

نقش هوش مصنوعی در آینده شخصیت شناسی

ما در آستانه انقلابی در سنجش شخصیت هستیم. به جای پرسیدن 90 سوال خسته نماینده، الگوریتم های هوش مصنوعی اکنون می توانند با تحلیل ردپای دیجیتال (Digital Footprint) ما، شخصیتی دقیق تر از آنچه خودمان توصیف می کنیم ارائه دهند. لایک ها، کلمات به کار رفته در پست های شبکه های اجتماعی و حتی سرعت تایپ و نحوه حرکت موس، همگی داده هایی هستند که ابعاد مختلف مدل پنج عاملی را با دقت بالایی فاش می نمایند.

این فناوری، اگرچه از نظر علمی هیجان انگیز است، اما چالش های اخلاقی بزرگی را ایجاد می نماید. حریم خصوصی در دنیای که شرکت ها می توانند بدون اجازه ما، تیپ شخصیتی و نقاط ضعف روان شناختی ما را تحلیل نمایند، به شدت در خطر است. آینده شخصیت شناسی ممکن است دیگر بر پایه پاسخ های آگاهانه ما نباشد، بلکه بر اساس رفتارهای ناخودآگاه ما در فضای دیجیتال شکل بگیرد.

09

کاربرد درست؛ چه زمانی به تست ها اعتماد کنیم؟

با وجود تمام انتقادها، تست های شخصیت شناسی اگر در جای درست و با درک محدودیت هایشان استفاده شوند، ابزارهای مفیدی هستند. در جلسات تیم سازی (Team Building)، تستی مثل MBTI می تواند به جای معین حقیقت مطلق، بهانه ای برای تبادل نظر درباره تفاوت های فردی باشد. وقتی اعضای یک تیم می فهمند که همکارشان درون گرا است، ممکن است در جلسات فضای بیشتری به او بدهند، نه به این خاطر که تست معجزه نموده، بلکه به این خاطر که زبان مشترکی برای درک تفاوت ها ایجاد شده است.

اما در موارد سرنوشت ساز مانند انتخاب شریک عاطفی یا استخدام در مشاغل حساس، تکیه صرف بر یک تست شخصیت شناسی، ریسک بزرگی است. متخصصان توصیه می نمایند که این ابزارها تنها بخشی از یک فرآیند جامع ارزیابی باشند. شخصیت انسان به قدری لایه لایه و پیچیده است که هیچ پرسش نامه یا الگوریتمی نمی تواند تمام زوایای آن را در چند حرف یا عدد خلاصه کند. شناخت واقعی، از دل تعامل، مشاهده و زمان بیرون می آید.

10

سناریوهای مبهم؛ چرا پرسش های متنی گاهی فریبنده هستند؟

بسیاری از تست های رایج بر پایه پرسش هایی بنا شده اند که پاسخ به آن ها به شدت به خلق وخوی لحظه ای (Mood) وابسته است. سوالاتی نظیر آیا در مهمانی ها پیش قدم می شوید؟ فاقد بستر یا کانتکست (Context) هستند. فرد ممکن است در یک جمع محبت آمیز بسیار برون گرا باشد، اما در یک محیط کاری رسمی کاملاً درون گرا رفتار کند. نبودِ سناریوهای دقیق باعث می گردد که فرد بر اساس تصویری که در آن لحظه از خود دارد پاسخ دهد، نه بر اساس الگوهای پایدار رفتاری که تعریف واقعی شخصیت است.

در روان سنجی مدرن، کوشش می گردد به جای سوالات کلی، از آزمون های موقعیتی استفاده گردد. در این روش، به جای پرسیدن درباره یک صفت، فرد در برابر یک سناریوی سخت اخلاقی یا کاری قرار می گیرد و باید انتخاب کند که چه واکنشی نشان می دهد. این رویکرد مانع از آن می گردد که پاسخ دهنده با حدس زدن هدف سوال، پاسخ های مطلوبِ اجتماعی بدهد. تفاوت میان آنچه فکر می کنیم انجام می دهیم با آنچه در عمل انجام می دهیم، همان شکافی است که تست های ضعیف قادر به پر کردن آن نیستند.

11

تاثیر دارو و بیولوژی بر نتایج تست های شخصیت

شخصیت تنها یک پدیده انتزاعی روانی نیست، بلکه پیوند عمیقی با بیوشیمی مغز دارد. تحقیقات نشان می دهند که مصرف بعضی داروهای روان پزشک، به ویژه داروهای مربوط به اضطراب و افسردگی، می تواند نمرات فرد در شاخص هایی مثل روان رنجوری را به شدت تغییر دهد. حتی نوسانات هورمونی یا بیماری های سیستمیک می توانند به طور موقت نحوه پاسخ دهی ما به تست های شخصیت شناسی را دگرگون نمایند. این یعنی تستی که امروز می دهید، ممکن است بیشتر نشان دهنده شرایط نورولوژیک فعلی شما باشد تا هویت بنیادین تان.

جالب است بدانید که در بعضی موارد نادر، افرادی که تحت پیوند اعضا (به ویژه قلب) قرار گرفته اند، گزارش هایی از تغییر در سلیقه ها یا ویژگی های شخصیتی خود ارائه داده اند. اگرچه این موضوع هنوز در مرزهای علم و فراروان شناسی قرار گرفته است، اما یادآور این نکته است که شخصیت ما در تمام سلول های بدن جاری است. بنابراین، محدود کردن شخصیت به چند پاسخ کاغذی بدون در نظر گرفتن شرایط جسمانی و بیولوژیک فرد، برداشتی ناقص از واقعیت وجودی انسان ارائه می دهد.

12

تله های دیجیتال؛ پشت پرده تست های آنلاین و رایگان

در فضای وب، تست های شخصیتی با عناوین وسوسه نماینده ای مثل کدام شخصیت تاریخی هستید؟ یا شغل ایده آل شما چیست؟ به وفور یافت می شوند. بیشتر این ابزارها فاقد هرگونه پایایی (Reliability) علمی هستند و صرفاً با استفاده از الگوریتم های ساده، پاسخ های شما را به دسته بندی های تصادفی متصل می نمایند. هدف اصلی بسیاری از این سایت ها، نه خودشناسی شما، بلکه جمع آوری داده (Data Mining) برای اهداف تبلیغاتی است. آن ها به وسیله پاسخ های شما، به علایق، ترس ها و الگوهای مصرفی تان پی می برند.

یک تست شخصیت شناسی معتبر باید به وسیله متخصصان روان سنجی استاندارد شده باشد و نمرات هنجار (Norm) جامعه را در نظر بگیرد. تست های رایگان معمولاً فاقد این زیرساخت های آماری هستند. استفاده از نتایج این تست ها برای تصمیم گیری های مهم زندگی مثل انتخاب رشته یا شریک عاطفی، مانند این است که برای تشخیص بیماری قلبی، به جای نوار قلب از یک اپلیکیشن فال گیری بهره ببرید. اعتبار علمی، کالایی گران بها است که به ندرت در تست های چند دقیقه ای و زرق وبرق دار اینترنتی یافت می گردد.

13

تیپ شناسی در برابر صفت شناسی؛ چرا قضاوت قطعی غلط است؟

تفاوت بنیادین میان علم و شبه علم در شخصیت شناسی، در تقابل میان تیپ و صفت نهفته است. سیستم های تیپ شناسی (Typology) سعی دارند شما را در یک جعبه با برچسب معین قرار دهند. اما علم مدرن معتقد است که انسان ها ترکیبی از صفات (Traits) با شدت های مختلف هستند. هیچ کس 100 درصد درون گرا نیست؛ بلکه همه ما درجاتی از درون گرایی را در موقعیت های مختلف بروز می دهیم. قضاوت قطعی درباره شخصیت، باعث ایجاد سقف ذهنی می گردد و فرد را از کوشش برای تغییر و رشد باز می دارد.

زمانی که خود را با یک کد چهارحرفی تعریف می کنید، ناخودآگاه رفتارهایی را انجام می دهید که با آن کد همخوانی داشته باشد؛ این پدیده را پیش فرضِ تائید نماینده می نامند. در مقابل، صفت شناسی به ما می گوید که شخصیت ما مانند یک اکولایزر موسیقی است که چندین لغزنده دارد. ما می توانیم با تمرین و آگاهی، بعضی از این لغزنده ها را جابه جا کنیم. این نگاهِ پویا به شخصیت، بسیار انسانی تر و علمی تر از دسته بندی های خشک و بی روح قدیمی است.

14

هوش هیجانی؛ قطعه گم شده در پازل شخصیت شناسی

بسیاری از تست های سنتی شخصیت، تنها به جنبه های شناختی و رفتاری توجه دارند و از هوش هیجانی (Emotional Intelligence) غافل می مانند. توانایی فرد در مدیریت احساسات خود و درک عواطف دیگران، عاملی است که می تواند بر تمام صفات شخصیتی دیگر سایه بیندازد. یک فرد برون گرا با هوش هیجانی پایین، ممکن است شخصیتی آزاردهنده داشته باشد، در حالی که همان مقدار برون گرایی با هوش هیجانی بالا، از او یک رهبر کاریزماتیک می سازد.

بنابراین، سنجش شخصیت بدون در نظر گرفتن ظرفیت های هیجانی، مانند آنالیز موتور یک ماشین بدون توجه به سیستم فرمان آن است. تست های مدرن تر سعی می نمایند این ابعاد را با هم ترکیب نمایند تا تصویری سه بعدی از انسان ارائه دهند. شناخت شخصیت نباید به معنای کشف ذات ثابت باشد، بلکه باید به معنای درک جعبه ابزار روانی فرد برای روبروه با چالش های پیچیده زندگی مدرن تلقی گردد.

سوالات متداول (Smart FAQ)

1. آیا انجام تست های شخصیت شناسی برای بچه ها توصیه می گردد؟

شخصیت بچه ها به علت رشد مداوم قشر پیش پیشانی مغز هنوز به ثبات نرسیده است و برچسب زدن به آن ها می تواند مانع از شکل گیری هویت منعطف گردد. روان شناسان توصیه می نمایند به جای تست های تیپ شناسی، بر مشاهده رفتاری و تقویت مهارت های اجتماعی آن ها تمرکز گردد. استفاده از این ابزارها معمولاً تا پیش از اواخر نوجوانی دقت علمی چندانی ندارد.

2. چرا بعضی شرکت های بزرگ همچنان از تست MBTI برای استخدام استفاده می نمایند؟

علت اصلی استفاده گسترده از این تست، سادگی در فهم و مجذوب نمایندهیت تجاری آن برای مدیریت منابع انسانی است که زبانی مشترک میان کارکنان ایجاد می نماید. اگرچه اعتبار علمی آن پایین است، اما به عنوان ابزاری برای تیم سازی و آغاز تبادل نظر درباره تفاوت ها عملکرد پیروزی داشته است. متخصصان تاکید دارند که نباید از نتایج این تست برای رد یا پذیرش نهایی داوطلبان استفاده کرد.

3. تفاوت اصلی بین تست کتل و مدل پنج عاملی چیست؟

تست 16 عاملی کتل بر اساس تعداد بیشتری از عوامل اولیه طراحی شده است که جزئیات رفتاری دقیق تری را پوشش می دهد. در مقابل، مدل پنج عاملی (Big Five) با ادغام صفات مشابه، ساختاری کلان تر و از نظر آماری مستحکم تر ارائه می نماید. امروزه مدل پنج عاملی به علت سادگی در تحلیل و تکرارپذیری بالاتر، استاندارد اصلی در پژوهش های آکادمیک است.

4. آیا ژنتیک می تواند معین نماینده نتیجه تست شخصیت ما باشد؟

مطالعات بر روی دوقلوها نشان می دهد که حدود 40 تا 60 درصد از تفاوت های شخصیتی ریشه در وراثت و ژن های ما دارد. با این حال، محیط و تجربیات زندگی نقش حیاتی در بیان این ژن ها و شکل دهی نهایی به رفتارها ایفا می نمایند. شخصیت حاصل تعامل دائمی میان کدهای ژنتیکی و دنیای بیرونی است و هیچ کدام به تنهایی معین نماینده مطلق نیستند.

5. آیا تست های شخصیت شناسی می توانند اختلالات روانی را تشخیص دهند؟

تست های عمومی شخصیت مانند MBTI یا Big Five برای تشخیص بیماری های روانی طراحی نشده اند و ابزاری برای سنجش تفاوت های فردی سالم هستند. برای تشخیص اختلالات، از آزمون های بالینی تخصصی مانند MMPI استفاده می گردد که به وسیله روان پزشکان و روان شناسان بالینی تفسیر می گردند. استفاده از تست های عادی برای برچسب زدن بالینی به افراد، اشتباهی خطرناک و غیرحرفه ای است.

6. چرا در بعضی روزها نتایج تست ما با روزهای دیگر فرق دارد؟

این پدیده ناشی از خطای مقدار گیری و تاثیر مستقیم حالت (State) بر صفت (Trait) در لحظه پاسخ دهی است. استرس شدید، خستگی یا حوادث اخیر زندگی می تواند باعث گردد شما خود را متفاوت از آنچه واقعاً هستید ارزیابی کنید. برای دقت بیشتر، توصیه می گردد تست ها در شرایط روانی آرام و با صداقت کامل نسبت به رفتارهای بلندمدت انجام شوند.

7. آیا تست های شخصیت تصویری (مانند لکه های جوهر) هنوز معتبر هستند؟

اعتبار این تست ها که به آزمون های فرافکن معروف هستند، به علت ذهنیت گرایی بالا در تفسیر، در محافل علمی مدرن به شدت زیر سوال رفته است. این آزمون ها بیشتر به عنوان ابزاری برای تسهیل رابطه درمانی و کشف نمادهای ذهنی مراجع در جلسات روان کاوی استفاده می شوند. برای ارزیابی های دقیق و پیش بینی نماینده، آزمون های مبتنی بر شواهد آماری همیشه اولویت دارند.

8. تست انیاگرام (Enneagram) در کدام دسته قرار می گیرد؛ علم یا شبه علم؟

انیاگرام با وجود محبوبیت در حوزه های معنوی و خودسازی، به علت نداشتن مبانی تجربی و تکرارپذیری ضعیف، در دسته شبه علم قرار می گیرد. این سیستم بیشتر بر پایه شهود و دسته بندی های باستانی بنا شده است تا تحلیل های آماری روان سنجی مدرن. با این حال، بسیاری از افراد از آن به عنوان ابزاری برای تأمل درونی و درک انگیزه های پنهان خود استفاده می نمایند.

9. چگونه می توانیم یک تست شخصیت شناسی معتبر را تشخیص دهیم؟

یک تست معتبر باید دارای گزارش های فنی درباره ضریب آلفای کرونباخ (برای سنجش هماهنگی درونی) و مقالات پژوهشی منتشر شده در مجلات معتبر روان شناسی باشد. بعلاوه، نتایج آن باید به جای القاب مجذوب نماینده، بر اساس صدک ها و مقایسه با گروه های مرجع ارائه گردد. اگر تستی وعده می دهد که در 5 دقیقه تمام رازهای زندگی شما را فاش می نماید، به احتمال زیاد علمی نیست.

جمع بندی نهایی

تست های شخصیت شناسی، آینه هایی هستند که ما برای تماشا سیمای پنهان روان خود به کار می بریم، اما باید بدانیم که هر آینه ای تصویر دقیقی ارائه نمی دهد. در حالی که مدل های علمی مانند بیگ فایو ابزارهای قدرتمندی برای پیش بینی الگوهای رفتاری و پیروزیت در زندگی هستند، بسیاری از تست های مشهور دیگر، بیشتر جنبه تفریح یا ابزارهای اولیه برای تبادل نظر دارند. شخصیت انسان پدیده ای سیال، پیچیده و متاثر از بیولوژی، محیط و اراده فردی است که هرگز نمی توان آن را در قفسِ دسته بندی های قطعی زندانی کرد. شناخت واقعی نه از یک پرسش نامه، بلکه از تامل آگاهانه در رفتارها و کوشش برای رشد مداوم حاصل می گردد. استفاده هوشمندانه از این تست ها به عنوان نقطه آغاز و نه مقصد نهایی، کلید خودشناسی در دنیای مدرن است.

تجربه شما از دنیای تیپ های شخصیتی چیست؟

آیا تا به حال نتیجه یک تست شخصیت شناسی مسیر زندگی یا انتخاب های شما را تغییر داده است؟ یا شاید احساس نموده اید که هیچ کدام از این برچسب ها نمی توانند پیچیدگی های وجود شما را توصیف نمایند؟ ما در بخش دیدگاه ها مشتاق شنیدن تجربیات و نقدهای شما درباره تست های مختلف هستیم. به نظر شما علم چقدر در شناخت منِ واقعی پیروز بوده است؟

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .

بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان شناسی و جنبه های فرهنگی و اجتماعی آن ها می نویسد و کوشش می نماید دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.

پزشکی دانشی پویا و همیشه در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.

دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران

مطالب مرتبط

تیپ شخصیتی مسترمایند در تست شخصیت شناسی مایرز-بریگز! آیا شما یک INTJ هستید؟!

آیا شخصیت شناسی بر اساس چهره شناسی مبنای علمی دارد؟

تست های شخصیت شناسی به ترتیب رتبه بندی

کازپلی چیست و چرا این همه آدم عاشق آن هستند؟ از تاریخچه تا روان شناسی و محبوب ترین شخصیت ها

محدوده علم زیست شناسی، زیست شناسی نوین، فناوری های نوین در در پیشرفت علم زیست شناسی

تست شخصیت شناسی: بی پولی تو را به کدام نسخه پنهانت تبدیل می نماید؟

منبع: یک پزشک
انتشار: 21 اردیبهشت 1405 بروزرسانی: 21 اردیبهشت 1405 گردآورنده: kamsaco.ir شناسه مطلب: 1502

به "آیا تست های شخصیت شناسی، کاملا صحیح هستند و همه واقعیت درونی هستند؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آیا تست های شخصیت شناسی، کاملا صحیح هستند و همه واقعیت درونی هستند؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید