حس آمیزی شنیداری حرکتی چیست؟ وقتی صداها بدن را به حرکت درمی آورند
به گزارش مجله کامسا، شاید تا حالا تصور می کردید حس آمیزی فقط به این معنی است که فرد با شنیدن کلمات، رنگ خاصی را جلوی چشمانش ببیند. اما واقعیت این است که این پدیده عصب شناختی اشکال بسیار عجیب تری هم دارد که کمتر کسی درباره آن ها شنیده است. در این پست می خواهیم با هم آنالیز کنیم که چطور بعضی افراد با شنیدن صداها یا موسیقی، کشش شدیدی برای انجام حرکت های فیزیکی خاص در بدن خود احساس می نمایند و این تجربه زیسته دقیقاً چه حسی دارد.
دنیای فراتر از رنگ ها در پدیده حس آمیزی
پدیده حس آمیزی (Synesthesia) برای کسانی که خودشان آن را تجربه نکرده اند، بسیار مبهم و غریب به نظر می رسد. در یک مغز استاندارد، شنیدن کلمه سه شنبه هیچ ارتباطی با تماشا رنگ آبی ندارد. با این حال در رایج ترین شکل این پدیده یعنی حس آمیزی نویسه-رنگ (Grapheme-color synesthesia) دقیقاً همین اتفاق می افتد. حروف، کلمات و اعداد به طور ناخودآگاه با رنگ های خاصی پیوند می خورند و تماشا این نشانه ها همواره تجربه بصری ثابتی از آن رنگ ایجاد می نماید.
برای مثال بعضی افراد وقتی روزهای هفته را تصور می نمایند، تقویمی ذهنی جلویشان ظاهر می گردد که هر روز آن رنگ خاص خود را دارد. ثبات این رنگ ها شگفت انگیز است؛ مثلاً سه شنبه همواره آبی، چهارشنبه زرد و پنجشنبه سبز است. اما این تمام ماجرا نیست و دنیای پیوندهای حسی مغز بسیار گسترده تر از ترکیب رنگ و نوشته است.
وقتی صدا به حرکت فیزیکی تبدیل می گردد
انواع دیگری از حس آمیزی وجود دارند که حتی عجیب تر هستند. در نوع واژه-چشایی (Lexical-gustatory) کلمات مختلف می توانند طعم های خاصی را در دهان فرد ایجاد نمایند. نوع دیگری هم وجود دارد که به آن حس آمیزی شنیداری-حرکتی (Auditory-motor synesthesia) می گویند. در این حالت، صداهایی مانند موسیقی یا حتی صحبت کردن عادی افراد، باعث تحریک فیزیکی و ایجاد تکانه های حرکتی در بخش های مختلف بدن می گردد.
کسانی که این حالت را دارند احساس می نمایند هر صدا یا موسیقی مسیر حرکتی خاصی را در فضا ترسیم می نماید که تعقیب کردن آن با بدن بسیار ساده و لذت بخش است. این حس شبیه به فشاری ملایم در هواست که دست ها و بازوها را به جهتی خاص سوق می دهد. یک آهنگ خاص ممکن است دست ها را به حرکت در مسیرهای قوسی شکل ترغیب کند و صدایی دیگر ضرباتی مداوم و ریتمیک را روی قفسه سینه ایجاد کند. این الگوها کاملاً تکرارپذیر هستند و آهنگ های معین همواره حرکات یکسانی را تحریک می نمایند.
در مغز یک فرد مبتلا به حس آمیزی حرکتی چه می گذرد؟
پژوهشگران علوم اعصاب بر این باورند که این حالت ها نتیجه مستقیم تداخل و پیوند غیرمعمول مسیرهای ارتباطی در مغز است. در مراحل اولیه رشد سیستم عصبی، مغز انسان فرآیندی به نام هرس عصبی (Pruning) را طی می نماید تا اتصالات اضافی را حذف کند. اگر این فرآیند به درستی انجام نگردد، ارتباطات اضافی میان نواحی مختلف مغز باقی می مانند. نظریه دیگر به ایجاد ارتباطات غیرطبیعی نو یا عدم مهار بازخوردها در مسیرهای عصبی موجود اشاره دارد.
در زندگی روزمره، این شرایط در بیشتر مواقع شبیه به یک پایکوبی شخصی به نظر می رسد. هرچند کنترل آن در شرایط عادی ممکن است، اما در زمان خستگی یا عدم تمرکز دشوارتر می گردد. برای مثال فرد ممکن است در حین صحبت با دیگران، ناخودآگاه کلمات آن ها را با انگشتانش در هوا ترسیم کند که می تواند برای اطرافیان عجیب باشد. با این حال هنگام گوش دادن به موسیقی، این حرکات کاملاً طبیعی جلوه می نمایند.
تفاوت حس آمیزی حرکتی با واکنش های حرکتی عادی به موسیقی
بسیاری از مردم با شنیدن موسیقی شاد پاهای خود را تکان می دهند یا سر خود را ضرب آهنگ موسیقی هماهنگ می نمایند. اما تفاوت بزرگی میان این واکنش های عادی و حس آمیزی وجود دارد:
-واکنش عادی به موسیقی کاملاً ارادی یا ناشی از هیجان است در حالی که در حس آمیزی حرکتی، حرکت فیزیکی یک پاسخ حسی اتوماتیک و غیرقابل اجتناب است.
-مسیرهای حرکتی در حس آمیزی دارای هندسه و فضای معینی هستند و حتی کلمات ساده سخنرانی روزمره نیز این حرکت ها را ایجاد می نمایند.
-در واکنش های عادی، هدف لذت بردن یا همراهی با ریتم است اما در حس آمیزی، بدن بدون تصمیم گیری آگاهانه آغاز به بازسازی فیزیکی فرکانس های صوتی می نماید.
سوءبرداشت های علمی گذشته درباره ارتباط حس ها
در گذشته بسیاری از پزشکان تصور می کردند ادعاهای افراد درباره تماشا رنگ صداها یا حس کردن فیزیکی کلمات، ناشی از تخیل بیش از حد، مصرف مواد توهم زا یا اختلالات روانی است. تحقیقات نوین با استفاده از ابزارهای تصویربرداری مغزی مانند fMRI نشان دادند که هنگام مواجهه این افراد با محرک های صوتی، بخش های حرکتی و بینایی مغز واقعاً فعال می شوند. این یافته ها خط بطلانی بر فرضیه تخیلی بودن این پدیده کشید و ثابت کرد که حس آمیزی یک واقعیت عصب شناختی ملموس است.
منبع: یک پزشک